Friday, 8 June 2007

تصویرگر دیوهای مهربان

شاید آنهایی که در سوئد زندگی می کنند، نام جان باوئر را شنیده باشند. نامی که شاید هنوز به گوش خیلی ها نخورده است. تصویر گری که اگر چه مدت زمان کار حرفه ای اش به دلیل تصادفی مرگبار (به همراه همسر و فرزندش) زیاد به درازا نیانجامید، اما تأثیری که بر نسل تصویرگران پس از خود گذاشت، قابل تأمل است. از مشهورترین آثار وی، تصاویر کتاب «در میان جن ها و پریان» است. کتابی از داستانهای عامیانهء سوئدی، پر از حرکتهای فوق العادهء کاریکاتوری از جن ها، دیوها، شاهزاده های جوان و جنگل تاریکی پر از درختهایی کهن با ریشه هایی در هم بافته شده. شاهزاده خانم آرامی که در میان جنگل های تاریک همچون نوری می درخشد، و جن کوچولوی زشت اما دوست داشتنی که در جستجوی دنیای روشن آدمهاست. نوشته اند که روزی جان باوئر دوربین و دفترچه یادداشتش را برمی دارد و با دوچرخه اش به جنگل های کوهستانی اطراف می رود و پس از چند روزی که باز می گردد، تصاویر «سرزمین لاپ» آماده بوده است. همینطور آمده است که برای تصویر شاهزاده خانم، از فیگورهای همسرش استفاده می کرده و همینطور چهره های حضرت مریم و پرتره های دورهء رنسانس. در سایت موزهء جان باوئر اطلاعات چندان زیادی دربارهء وی یافت نمی شود اما آنهایی که از این موزه بازدید کرده اند معتقدند که آرشیو بسیار خوبی از مجموعهء اسکچ ها، طراحی ها و همینطور نقاشی های وی در آن موجود است. و آنهایی که از محل زندگی وی دیدن کرده اند می گویند که جنگل های کتابش درست مثل جنگل های همان نواحی است. بکر و انبوه.
لینکهای مربوط به موضوع
برخی از آثار جان باوئر

Thursday, 7 June 2007

فراگیری ِ خوب دیدن

همهء ما هنرمند به دنیا می آییم، اما برای بعضی ها کمی طول می کشد تا آن را در خودشان کشف کنند. یکی از ابزارهای مهم هنرمند بودن، «دیدن» است. درست دیدن مرهون تمرین و توجه زیاد و دقیق است. راههای زیادی هم برای آن وجود دارد. مثلاً در طراحی، یکی از شیوه های خوب و درست دیدن، طراحی محیطی بدون نگاه کردن به کاغذ است، در حالی که سعی کنیم حرکت چشم و دست هماهنگ و همزمان عمل کند. معروف است که ادگار دگا برای کلاسهای طراحی پیشنهاد کرده بود مدلی را در کلاسی بگذارند. در سال اول هنرجویان فقط از روی یک مدل طراحی کنند. در سال دوم هنرجویان را به کلاس بغل دستی ببرند و مدل در همان کلاس پیشین باقی بماند. هنرجویان همان مدل را اما این بار تنها از روی حافظه شان طراحی کنند، هر قسمت آن را که فراموش کردند می توانند به کلاس دیگر سرک بکشند و نگاهی به مدل بیاندازند. و در سال سوم، کلاس را به طبقهء دوم ببرند! نمی دانم این داستان حقیقت دارد و یا تنها یک شوخی با دگا ست، اما هر چه هست، نکتهء آن خوب دیدن است... و خوب به حافظه سپردن.
عادت به خوب نگاه کردن و درست دیدن را می شود از کودکی به کودکان آموخت. خانمی می گفت که همیشه دوست داشتم این عادت را به فرزندم نیز بیاموزم. برای همین از همان زمانی که فرزندش سه چهار سال بیشتر نداشت شاخه های درختان را نشانش می داد و می گفت ببین بعضی از آنها به آسمان رفته اند، اما بعضی از جاهای آنها انگار سیاه است و بعضی دیگر سفید. آسمان را نگاه کن، امروز آبی تیره است. نگاه کن وقتی ابرهای آسمان تیره می شوند، چطور برگهای خشکی که بر زمین ریخته اند طلایی تر می شوند. می گفت کودکش فقط گوش می کرد و به آنها نگاه می کرد. می گوید اما یک بار دیدم خودش به آنها اشاره می کند و می گوید نگاه کن، واقعاً اینها قشنگ نیستند!؟.

Saturday, 2 June 2007

صورت های اثیری در تاریخ نقاشی

به سازندهء این فیلم برای انتخاب و ربط هوشمندانه اش در چهره های گوناگون در نقاشی های تاریخ هنر، از فرسکوس گرفته تا پیکاسو، باید آفرین گفت. او تصاویر را چنان زیبا در کنار هم قرار داده که همچون یک خواب، هر صورت در صورت دیگری می لغزد، با آن می آمیزد و صورتی دیگر شکل می گیرد. صورت از پس صورت، سبک از پشت سبک و هنرمند از پس هنرمندی دیگر ظاهر می شود و با ترکیبی از موسیقی زیبایی که به گمانم اثر یویو ما باشد ، چنان فیلمی را به نمایش می گذارد که در طی دیدن آن بهتی تحسین برانگیز بر صورت بیننده می نشیند. صورت هایی که نه تنها زیبایند که زیبا هم به تصویر کشیده شده اند. زنهایی که با وجود گذشت قرن ها گویی چهره های مشترکی دارند و تنها لباس و یا حالت آن ها در برابر صورتگران تغییر یافته است. دربارهء سازندهء این فیلم، در اینترنت اطلاعاتی پیدا نکردم. جز شناسهء شخصی که این فیلم را در سایت یوتوب گذاشته و پس از آن سایت های بسیاری به آن لینک داده اند و یا آن را به طور مستقیم در سایت و یا وبلاگ خودشان گذاشته اند. امیدوارم شما هم با دیدن آن لذت ببرید.