Friday, 9 February 2007

تصاویر روایت گر

برای هرکسی که کتابهای کمیک استریپ و رمانهای گرافیکی را می خواند و یا اخبار آنها را دنبال می کند، شاید خیلی تعجب آور نباشد اگر بشنود که رمانهای گرافیکی تنها در سال ٢٠٠٢ صد میلیون دلار فروش داشته اند. یعنی چیزی حدود ٣٣ درصد رشد نسبت به سال گذشتهء خودش. یکی از مثال های خوب برای یک رمان گرافیکی موفق کتاب «پرسپولیس» اثر مرجانهء ساتراپی است که در سال ٢٠٠٤ پرفروشترین رمان گرافیکی شناخته شد. مثال دیگر هم رمان گرافیکی ِ مرد شنی: شبهای ناپایان نوشتهء نیل گیمن و تصویر گری سام کیث است که در زمان چاپش جزو بیستمین کتاب پرفروش آمریکا از میان کتابهای هارد کاور تخیلی به حساب می آمده. پدر رمانهای گرافیکی را ویل آیسنر(٢٠٠٥–١٩١٧) استاد کمیک آمریکایی می دانند. حالا اینکه رمان گرافیکی چیست و تفاوت آن با کمیک استریپ در چه چیزهایی می باشد، باید خیلی مختصر بگویم که رمان گرافیکی داستان منفردی را تا انتها دنبال می کند و صفحات آن کمی از اندازهء کتابهای معمولی بزرگتر است و چیزی بین ٦٤ تا ١٢٨ صفحه را شامل می شود. که البته در این موضوع تا حدودی شبیه کمیک استریپ است اما از نظر محتوا جامع تر از آن می باشد. کتابهای ماهانهء کمیک طول عمر کوتاه تری دارند، یعنی تا زمانی که شمارهء بعدی آنها چاپ بشود. آنها را تنها می توانیم در فروشگاههای کتاب کمیک و روزنامه فروشی ها پیدا کنیم، حال آن که رمانهای گرافیکی محدودیت زمانی ندارند و هر موقع که اراده شود همانند کتابهای دیگر می توان آنها را از کتابفروشی ها و سایتهای فروش کتاب خریداری کرد. و مطلب مهم دیگر دربارهء رمان های گرافیکی این است که همچون کمیک استریپ ها مجبور به ساختن سوپر قهرمانهایی مثل سوپرمن و بت من و مرد عنکبوتی و غیره نیستند و البته به دلیل تصاویری که برای هر صحنهء گفتگو و یا هر توضیح نویسنده طراحی می شوند، جذابیت آنها را بیش از کتابهای داستان و رمان معمولی دیگر می کنند و البته واضح است که نسبت به داستانهای بی تصویر رسانهء جامع تری به حساب می آیند. که دلیل موفقیتشان هم درهمین است. هر دوی کمیک استریپ و رمان گرافیکی داستان مفصل و تاریخچه های جالبی دارند که فعلاً قصد صحبت پیرامون آنها را ندارم. .
دلیل اصلی ام برای نوشتن این مقدمه در واقع خواندن یک رمان گرافیکی اثر نویسنده ای ایرانی و خوش ذوق به نام پارسوا باشی است که شاید دربارهء آن خوانده و یا شنیده باشید.
کتابی که در ماههای آخرِ سال ٢٠٠٦ به چاپ رسیده و کاندیدای دریافت جایزهء «عوالم فرهنگی در سوییس» ٭ شده و اولین رمان گرافیکی می باشد که از سال ٢٠٠٤ تاکنون در سوییس به چاپ رسیده است. جادهء نایلون داستانی است که از زبان اول شخص روایت می شود و خواننده با کودکی، نوجوانی و جوانی او به زندگی گذشته اش سفر می کند. جادهء نایلون پلی است میان شرق و غرب، دو دنیایی که پارسوا معتقد است « در اساس چیز زیادی از هم نمی دانند». پارسوا نیز پس از مرجانهء ساتراپی دومین ایرانی است که برای شرح اتوبیوگرافی اش از تصاویر کمیک کمک گرفته است. رمان گرافیکی پارسوا را می توان از شمار کتابهای کمیک سیاسی دانست. وی به وسیلهء تصاویر به خوبی توانسته است در عین وفاداری به سنتهای با ارزش وطنی اش، با آنالیزهای اجتماعی - سیاسی هوشمندانه و طنز آمیز، وضعیت ایران در گذشته و حال و تضادهای فرهنگی اش با سرزمین تازه ای که در آن زندگی می کند را برای خواننده شرح دهد و از انتقاد از آزادی های ظاهری غربی ها که در نهان بار یک دیکتاتوری را با خود می کشند نیز غافل نمانده است. پارسوا با تصاویرسادهء کمیکش جزئیات زندگی غربی و زندگی ایرانی را به خوبی نمایش می دهد. وی تصاویر کتابش را به رنگهای سفید و گل بهی ملایم و سایه های خاکستری در آورده است. رنگها بر اشکال سنگینی نمی کنند و در عین حال از تلخی داستان می کاهند. تصاویرش زندگی خاصی دارند که کتابش را نه تنها خواندنی تر می کنند، بلکه داستان زن قدرتمندی را برایمان به نمایش می گذارند که پس از هر افتادنی دوباره برخاسته است.

٭ Kulturelle Welten in der Schweiz



لینکهایی در این باره: جادهء نایلون، نوشتهء ناصر غیاثی

Nylon Road
Parsua Bashi
١٢٨صفحه
به زبان انگلیسی و ترجمه شده به زبان آلمانی
Kein&Aber-Verlag
ISBN: 3-0369-5238-1


4 comments:








ناصر غیاثی

said...

از توجه شما ممنونم خانم خالقی





ناصر غیاثی

said...

ضمنن کتاب به آلمانی نوشته شده و قرار است به انگلیسی ترجمه بشود.





ترانه خالقی

said...

جناب آقای غیاثی با سپاس فراوان از زمانی که برای خواندن مطلب فوق گذاشتید، همانطور که خانم باشی می گفتند، اصل کتاب به انگلیسی نوشته شده و اگر دقت کرده باشید در ابتدای کتاب نام مترجم آلمانی هم ذکر شده:
Miriam Wiesel





Anonymous

said...

ترانه خالقی عزیز
از معرفی و نقد کتابم ممنون و از بابت توضیحات دقیقتان در باره مقوله ی رمان تصویری که خیلی آموزنده بود سپاس گزارم
بل احترام
پارسوا باشی